tina_alonegirl××××l××××
 
دلتنگی!

دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست    کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

لینک مطلب


من و ربات سخنگو

سلام دوستان

می خوام در مورد یه مسئله ای که چند روزیه منو آزار میده صحبت کنم نمی دونم چرا اینجوری شدم دلم نمی خواد اصلا با کسی حرف بزنم،چند روز پیش یکی از دوستان اینترنتی به من گفت که من جدیداً بداخلاق شدم راست میگه ولی نمیدونم چیکار کنم دلم نمی خواست باهاش حرف بزنم ،همش اینویز هستم و با ربات سخنگوی سلام زبان حرف میزنم .باوجود داشتن ٣ تا خط مستقیم از صبح تا بعد ازظهر یه تماسم نمیگیرم.به همکارای طبقات دیگه سر نمی زنم فقط دوستم ربات سخنگوست ،‌تنها دوستی که دوست دارم باهاش صحبت کنم.

سرتونو درد نمیارم

دوستتون دارمقلب بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایبای بای

لینک مطلب


دوباره من اومدم!

سلام دوستان،البته اگه هنوز دوستی باقی مونده باشه تو این وبلاگ،حالا که دارم بعد از دو سال اینجا می نویسم خیلی خوشحالم.انگیزه نوشتن مجدد یکی از دوستای قدیمی بلاگم به اسم علیرضا شد که امروز بعد از چند سال بالاخره با هم چتیدیم.تو این مدت خیلی چیزا تغییر کرده و نکرده ،درسم تموم شده ،مشغول به کار شدم ، اما مشغله ی کاری دیگه فرصت نویسندگی را از من گرفته و فکر می کنم دیگه مث اون زمانها مغزم برای نوشتن کار نمی کنه.امیدوارم دفعه بعدی که اینجا می نویسم اینقدر طولانی نشه.راستش مدتیه که یک تغییراتی در محیط کاری باعث شده خیلی به هم بریزم.اول که قسمتم عوض شد و حالا بعد از یک ماه کلاً مدیریت تغییر می کنه و بالطبع شرایط کاری من.نمی دونم چی پیش بیاید اما امیدوارم خوب باشه.

دوستون دارم بایقلب

 

لینک مطلب


بعد از مدتها سکوت!

سلام دوستانلبخند،سلامی بعد از مدتها سکوت،تصمیم داشتم دیگه چیزی اینجا ننویسم اما وقتی بعد از مدتها به اینجا سر زدم یکدفعه دلم هوای اون روزا و نوشتن کرد.نمیدونم از چی بنویسم ،فقط یه داستان از خودم براتون میذارم.امیدوارم نظراتتون را به من بگید.(البته اگه هنوز بیننده ای داشته باشهچشمک)

 

تقدیمش می کنم به اونی که نمی دونم می دونه یا نهعینک:

 

کاکتوس و پیچک

کاکتوسی با پیچکی که در بالکن  همسایه  بود  دوست بود و گهگاهی با هم صحبت می کردند و حال همو می پرسیدند.کاکتوس تنها بود و همیشه پیچک رو می دید که به دور گل زیبایی می پیچید تا اینکه یک روز گل خشکید و پیچک رو تنها گذاشت .پیچک با کاکتوس دردودل کرد و با هم بیشتر دست شدند و پیچک به دور کاکتوس پیچید.مدتی گذشت پیچک،گل رو از یاد برده بود و روز به روز بیشتر به کاکتوس می پیچید.کاکتوس که همیشه تنها بود و به تنهایی عادت داشت و به محبت زیاد عادت نداشت تصمیم گرفت همون جوری که تا حالا هر کسی رو که احساس می کرد داره بهش نزدیک میشه با تیغاش از خودش رونده بود،پیچک رو هم علی رغم میلش با تیغهاش از خودش روند و دوباره تنها شد!

 

راستی اگر شما جای پیچک و کاکتوس بودید چیکار می کردید؟متفکر

دوستتون دارم قلبمواظب خودتون باشیدماچ

بایبای بای

لینک مطلب


تولدم مبارک!
این شعر رو شایا تجلی (ترانه سرا) برام فرستاده :


همیشه سلام...بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 21:06 بعد از ظهر

اتفاقى سبز
 
 من از عشق آماده‏ترم
 به دوست داشتنت
 و طراوتى چون تو
 در گلدانِ بى‏تابى‏هاى من
 نادیدنى نخواهد بود


 سبزترین طپش !
 رویشِ تو
 آغازِ نسلِ اقاقى‏هاست


 به نیازى زنده مى‏کند
 اتفاقى سبزْ
 تو را در من
 و عشق
 متولّد مى‏شود !







دخترِ ماه بهمن


 گلِ همیشه عاشق
 دختر ِ ماه بهمن
 چى به سرم آوردى
 ببین چه کردى با من؟

 من اهلِ عشق نبودم
 دل به کسى نبستم
 چه کردى با دلِ من
 که حالا عاشقَ هسْتم

 تو از کدوم حوالى
 به سمت ِ من پریدی
 من که کسی نبودم
 آخه تو من چى دیدى؟

 عشقِ بدونِ امّا
 عشقِ بدونِ تردید
 سایه‏بونِ چشاته
 دستاى گرم ِ خورشید

 من باورم نمیشه
 اندازه‏ى تو باشم
 یه معجزه‏س اگه من
 تو چشم ِ تو صداشم

 تو که پرنده بودى
 تو آسمونِ آبى
 بگو چى شد که مى‏خواى
 رو دست ِ من بخوابى

 من باورم نمى‏شه
 دختر ِ ماه ِ بهمن
 یه آشیونه از عشق
 مى‏خواى بسازى با من

 عشقِ بدونِ امّا
 عشقِ بدونِ تردید
 سایه‏بونِ چشاته
 دستاى گرم ِ خورشید
ای
لینک مطلب


سنگ صبور

سلام دوستان
تو پست قبلي خيلي ناراحت بودم.آخه کم چيزي نيست که 8 واحد بيفتي .تازه با اون همه کتابخونه رفتن از 7 صبح تا 12 شب.خيلي وقته درست حسابي ننوشتم  نمي دونم چي بايد بنويسم.با تابستون چيکار مي کنيد ؟گرما بنزين بيکاري.من که دوست دارم زودتر تابستون تموم بشه.از همه ي دوستاي عزيزم که ميان کامنت ميذارن ممنونم.
اين شعر سنگ صبوره  با صداي محسن چاوشي توي فيلم سنتوري  که خيلي دوسش دارم:
رفيق من سنگ صبور غمها به ديدنم بيا که خيلي تنهام
هيچکي نمي فهمه چه حالي دارم چه دنياي رو به زوالي دارم.
مجنونم و دلزده از ليليا خيلي دلم گرفته از خيليا
نمونده از جوونيام نشوني  پير شدم پير تو اي جووني
تنهاي بي سنگ صبور خونه سرد و سوت وکور
توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست
اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش
اگر بياي همونجوري که بودي کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده هر کي شنيده از خودش بيخوده
اما خودم پر شدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد هميشه محتاج به نور خورشيد
تنهاي بي سنگ صبور خونه سرد و سوت وکور
توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست
اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش

دوستتون دارم مواظب خودتون باشيد
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاي

لینک مطلب


داغون!
حالم خيلي بده يه موضوعي هست که آرين مي دونه ولي بعدا مي گم.
لینک مطلب


!!!!!!!!
سلام دوستان
 امروز جشن تولد 2 سالگي وبلاگمه.تولدش مبارک!طفلکي تازگيها بهش کم سر مي زنم شده خونه متروکه.قول ميدم بهش از اين به بعد بيشتر بهش سر بزنم.
بعد از دوماه دوباره اومدم اينجا.نه اينکه حرفي براي نوشتن نداشته باشم بلکه اتفاقا کلي هم حرف دارم.اما
 نوشتنش فايده نداره ترجيح مي دم نانوشته باقي بمونند.توي اين دو ماه که نيومدم اينجا کلي کار داشتم.کلي اتفاق تلخ و شيرين برام اتفاق افتاد که البته کلا خوب و شيرين بودند.نمي دونم مي دونيد رشته ي من آماره يا نه.اما حتما مي دونيد که سرشماري تازه تموم شده.مامانم زوري اسم منو تو کلاسهاي سرشماري نوشت و گفت رشته ات آماره بايد بري.اولش دوست نداشتم ولي وقتي که رفتم ديدم چقدر خوب بود.از کلاسهاش گرفته تا روزهاي کار و اجرا همش پر خاطرات شيرين بود.اينقدر جدايي تلخ وسخت بود که همه ي بچه هاي گروه موقع خداحافظي گريه مي کردند.چند تا عکس هم روز آخر انداختيم که اگه شد بعدا ميذارم اينجا.هنوز بعد 2 هفته هر شب خواب اون روزا رو مي بينم.اميدوارم تو سرشماري بعدي هم باشم و بهم خوش بگذره.
خوب فعلا ديگه بسه اگه بعدا حوصله داشتم از خاطراتم مي گم.
دوستتون دارم مواظب خودتون باشيد
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای
مامور حوزه 246
لینک مطلب


دوستی
سلام دوستان

به حرفاي قشنگ پانته آفکر مي کردم به اين که مي گفت:چه روزاي خوشي با هم داشتيم اما حالا که مسيرامون عوض شده نبايد بگذاريم دوستيمون تموم بشه!
من گفتم:چه بخواهيم و چه نخواهيم کمکم همه چز تموم ميشه.
پانته آ گفت:اگه قراره تموم بشه همون بهتر که الان تموم بشه ما خودمون نبايد بگذاريم که تموم بشه.
حالا 3 هفته از اون حرفاي قشنگ گذشته و عملا ديگه از اون دوستي خبري نيست.
به هر حال رسم زمونه همينه.کاري نميشه کرد فقط بايد ساخت.
دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد.
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای
لینک مطلب


 

سلام دوستان

از دست بعضیا به خاطر یه مو ضوعی ناراحتم.

مواظب خودتون باشید.دوستتون دارم

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

لینک مطلب


 

سلام دوستان حالتون خوبه؟خوش ميگذره؟ببخشيد که فعلا نمي شه زود به زود آپ کنم
ميگن:"خواستن توانستن است.
من مي خوام پس چرا نمي تونم آخه چرا؟چرا؟چرا؟
دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

لینک مطلب


 

سلام دوستان دلم براتون تنگ شده نمي خواستم ديگه آپ کنم اما نتونستم .از همه ي دوستان معذرت ميخوام.راستي بهزاد جان ستاره ي دنباله دار هالي کجا ومن کجا؟اون توي آسمون و تو اوج و من اين پايين تو اين زمين پست اسيرم.گلناز جون بازم معذرت بابت تاخير.

ـوقتي نوشتن تو اين دنياي مجازي نتونه دردت رو دوا کنه و فقط دلبستگيتو به اين دنياي مجازي رو بيشتر کنه همون بهتر که ننويسي اينجا.

ـوقتي که هر چي غم وغصه داري مي ريزي توي اون دلت ومثل بادکنک يه روز از بس پر شده مي ترکه  
_وقتي يه شب نم نم بارون چشات که از همه پنهون مي کردي تبديل به رگبار بارون مي شه و همه مي فهمن که چشات بارونيه
_وقتي هق هق گريه امونت نميده تا بگي که چي شده ونمي توني به ديگران بگي که فکر اونا که فکر ميکنند ضعيف شدي غلطه
_وقتي رهگذرا هم ديگه نمي فهمن کاکتوسا رو
_وقتي زهيرت تبديل به يه شي معمولي ميشه
_وقتي بهترين دوستت قلم ودفترت بشه و حتي تارا هم ديگه به دردت نخوره
اونوقته که ديگه دلت نمي خواد با هيچ کس درد ودل کني
دلت مي خواد بري يه جاي دور از همه فقط خودت باشي و خودت.
*يه حرف مهم:کاکتوسها هيچ احتياجي به نوازش رهگذران ندارند

 

دوستتون دارم مواظب خودتون باشيد

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاي

لینک مطلب


ربات!

سلام دوستان
خيلي وقته ننوشتم.اما حالا مي خوام يکي از داستانهاي  خودم رو براتون بنويسم.
آرزو کرد کاش هيچ چيز را حس نکند انوقت ديگر هيچ مشکلي نداشت.خداوند آرزويش را برآورده کرد و او را تبديل به ربات کرد.رباتي که هي احساسي نداشت.هيچ چيز برايش مهم نبود.هيچ چيز و هيچ کس را دوست نداشت.تنها وظيفه اش انجام برنامه هاي داده شده به او بود تا از کا ر بيفتد.مي دوني الان چه احساسي داره؟

.

.

.

زياد فکر نکن.من بهت ميگم هيچ احساسي آخه اون يه رباته بي احساسه! .

دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

لینک مطلب


busy

سلام دوستان ببخشيد که ايندفه خيلی دير آپ کردم .آخه خيلی سرم شلوغ بود و کارام زياد.از يه طرف کارآموزی و از يه طرف دانشگاه.

کلی کارهای عقب افتاده دارم که بايد بهشون برسم.به هرحال کارآموزی تو بانک هم عالمی داشت.مثلا اينکه درست دو روز بعد از ورود من رئيس شعبه رفت و تا روز آخری که بودم رئيس نداشتيم .يا بستنی خوردن و .....

چند وقتيه همش کار ودرس بوده و اصلا تفريح نداشتم.شايد اين هفته برم نمايشگاه کتاب و امامزاده و سينما.(البته اگه دوستان بيان ومث هميشه نگن که درس داريم .)

>>>راستی يه سئوال.شايد مسخره باشه ولی من واقعا نمی دونم جوابشو<<<

عشق چيه؟ عاشق کيه؟چرا آدما وقتی عشقشونو از دست ميدن به پاش می مونن؟

دوستتون دارم.مواظب خودتون باشيد.

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

لینک مطلب


سال نو

سلام دوستان سال نو مبارک!(البته با تاخير)اميدوارم سال 85 سالي پراز شادي و موفقيت براتون باشه!تعطيلات بهتون خوش گذشت؟من که امسال اصلا نفهميدم کي عيد شد وکي تموم شد.شايد به خاطر اين بود که همش مسافرت بوديم.بهرحال بد نبود.براي رفع خستگي و شروع دوباره فعاليتهاي زندگي خوب بود.هر چي بود تموم شد و حالا دوباره بايد بريم سراغ درس وزندگي.مخم هم که رفته تعطيلات وزيادي بهش خوش گذشته انگار.چونکه ديگه برنمي گرده!

ساعتا هم که خيلي بد شده تغيير نکرده.طفلکي بچه مدرسه ايها.ساعت7 بايد تو مدرسه باشن.بيچاره سارا امروز دلم براش سوخت.ديرش شد.

راستي امسال سال سگه!يکي از دوستام ميگفت يا همه باوفا ميشن يامث سگ پاچه ميگيرن.خداکنه اوليه بشه!

دوستتون دارم مواظب خودتون باشيد

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

 

لینک مطلب


:بازديد

لینک دوستان
سارا(کلبه ي پر از من وتو )
بهزاد
بهاره رهنما

ليست وبلاگ هاي فارسي